«نامه‎ای به رئیس‎جمهور»؛ روایتی زنانه از افغانستان

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی «نامه‎ای به رئیس‎جمهور» در سی‌وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش در آمد که در ادامه نگاهی به آن داریم: 

 

«نامه‌ای به رئیس‌جمهور» به کارگردانی «رویا سادات» نماینده سینمای افغانستان در بخش فیلم غیرانگلیسی زبان نودمین دوره جوایز اسکار بود.

اعتصاب غذا و به کما رفتن مردی که لبان خود را دوخته است، توجهات را به پرونده ثریا جلب می‎کند. زنی که به زودی به اتهام قتل اعدام خواهد شد. فشار رسانه‎ها باعث می‎شود رئیس‎جمهور نامه زن را که در قالب یک کتاب نوشته شده، بخواند. در این نامه ثریا داستان خود را برای رئیس‎جمهور نوشته است. فیلمساز بدین شیوه خواسته تا مخاطب را درگیر قضاوت در مورد شرایط این زن کند. قضاوتی که در انتها بر اساس همین نامه، حکم هم برای آن صادر می‎کند.

فیلم سعی دارد احوال زنان را در جامعه‎ای بسته و مردسالار به تصویر بکشد. تصویری که فیلمساز از جامعه افغانستان منعکس می‎کند توأم با زورگویی و زیاده‎خواهی مردان است که زندگی را برای زنان سخت و پرمشقت ساخته است. دورویی مردم که از یکسو هر خلافی مرتکب می‎شوند و از سوی دیگر براحتی به یکدیگر تهمت می‎زنند، نمایی منزجر کننده از این جامعه را ارائه می‏‌دهد.

حرف‌های فیلمساز خیلی زود تمام می‌شود و پس از آن تکرار است و تکرار. کلیشه‌های گل‌درشت، باورپذیری اثر را کم می‌کند و حاصل کار بیش از آن که فیلمی انتقادی باشد٬ به یک اعلامیه پرتناقض شبیه است.

فیلم از یک سوی می‌خواهد ثریا را زنی مقاوم و متکی به خود نشان دهد که مهم‌ترین وجه نمایش آن سیلی متقابلی است که بر صورت شوهرش می‌نوازد. اما این قاب از ثریا دیگر تکرار نشده و دیگر مقابله مستقیمی از او نمی‌بینیم. زیرا از سوی دیگر ثریا قرار است مظلوم و بی‌پناه باشد. فیلم نه شخصیت ثریا را معرفی می‌کند و نه برای آن سیر تطوری قرار می‌دهد بلکه تنها کلاژی ناهمگون از آنچه در ذهن داشته را ارائه می‌دهد.

فیلمساز دو دغدغه قانون و اخلاق را دارد؛ قانونی که در جامعه‌ او هنوز به اندازه مناسبات قبیله‌ای قدرت ندارد و اخلاقی که تنها بازیچه دست افراد برای توجیه کارهای خود و یا محکوم کردن دیگران است. اما تمسک خود فیلمساز  به این دو نیز کاملا شخصی و منفعت طلبانه است.

فیلم ازدواج دختران کم سن و سال با مردان مسن را تقبیح می‌کند اما برخوردی متفاوت با علاقه‌ یک مرد جوان به زنی بزرگتر از خود و شوهردار دارد. فیلم ابتدا به دفاع از قانو‌گرایی برخاسته اما سپس آن را بازیچه همان مناسبات مردانه و قبیله‌ای کهنه معرفی می‌کند و به خود اجازه می‌دهد قانون را زیر پا بگذارد.

در واقع فیلم دنبال به کرسی نشاندن حرف خود به هر قیمتی است و قانون و اخلاق تا جایی اهمیت دارند که در جهت منافع آن باشند‌. نمی‌توان انتظار اثرگذاری خاصی از این نوع مواجهه با مشکلات بنیادین اجتماعی داشت و صرفا این تلقی پدید می‎آید که ابزاری برای جلب توجه نهادهای حقوق بشری است.

یادداشت: محمد احمدخانلو

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *