ای شاه غریب خطه‌ی توس! /فرماندهِ ابر و باد و باران!

به گزارش خبرگزاری فارس، حامد شیخ‌پور همزمان با ۱۱ ذی‌القعده خجسته‌سالروز میلاد امام رضا(ع) شعری را به خورشید توس، امام هشتم، قبله هفتم تقدیم کرده است.

شعر زیر، در قالبی نو و در هشت بندِ هشت‌مصراعی سروده شده و مانند ترکیب‌بند است با این تفاوت که مصراع نخست هر بند، مانند قطعه، قافیه ندارد و بند هشتم نیز با ۱۰ مصراع پایان می‌پذیرد که این قالب نو، از سوی شاعر، “ترتیب‌بند” نام گرفته است.

زبان این شعر، از سویی با زبان روز و از سوی دیگر به عمد، به سبک مطنطن خراسانی پهلو می‌زند؛ سبکی که بیانگر شکوه و جلالت تاریخ سرزمین خراسان است و عظمت امام رضا علیه‌السلام و بارگاه آن آستان ملائک‌پاسبان را به رخ می‌کشد.

هشتم‌شاه عشق

ای نور جمال کبریایی!
ای معنی آیه‌های قرآن!

ای عالَم حُسن را سرانگشت
از حیرت حُسن تو به دندان!

چشمم به جمال توست روشن
عقلم ز کمال توست حیران

در وصف تو هر قلم شکسته
در مدح تو هر زبان ثناخوان

ای عشق تو تار و پود جان‌ها!
مهر تو، ستون آسمان‌ها

ای یار! جهان آفرینش
از نور تو در وجود آمد

خالق چو ببست نقش رویت
سرها همه در سجود آمد۱

بهر تو سحاب رحمت او
بر خلق جهان به جود آمد۲

سوی تو و خاندان پاکت
از جانب حق درود آمد

ای وارث انبیای مرسل!
ای آنکه ز اولیاست افضل!

ای شاه غریب خطه‌ی توس!
فرماندهِ ابر و باد و باران!

سرمست ز عطر تو خراسان
خرّم ز تو مرز و بوم ایران

چشم دل تو پُر است از مهر
ای ضامن آهوی بیابان!

از بارگهت دوباره برخیز
آیات خدا دوباره برخوان

سرتاسر خطه سناباد
از برکت خاک توست آباد

خورشید زمین ما تویی تو
کز مشرق خاوران دمیدی۳

آخر ز چه رو غریب و خسته
سختی سفر به جان خریدی؟

بهر چه مدینه را نهادی
این خاک غریب برگزیدی؟

در طالع شیعیان ایران
یا در دل عاشقان چه دیدی؛

که تَرک ره حجاز کردی
وآهنگ عجم به ساز کردی؟

ای آنکه ز برکت قدومت
غرقه شده خاک شرق در نور!

گلدسته‌ی مرقد تو چون شمع
از پا شده تا به فرق در نور

در روز چو شعله می‌درخشد
زیباست چقدر برق در نور

ما را چه لیاقت لقایت؟
ای شاه سرای غرق در نور!

یا للعجب! این کجا توان جست؟
مهمانی‌ و میزبانی از توست

ای حاکم شهر علم و حکمت!
ای والی شیعه‌ی ولایت!

هستی تو پس از امام هفتم
گنجور ودیعه‌ی ولایت

از لشکر نور در جبینت
پیداست طلیعه‌ی ولایت

رندان ولی‌شناس را ده
آبی ز شریعه‌ی ولایت

آرام دل! ای سکینه‌ی روح!
ای راهبر سفینه‌ی نوح!

از روز شهادتت اماما!
مأمون شده تا همیشه ملعون‌

انس و ملک و جماد و حیوان
ماتم‌زده و غمین و محزون

هم پرده‌نشین شده‌است انگور
هم دختر رَز نشسته در خون

فرهاد به کوه کرده منزل
سرگشته به دشت گشته مجنون

ای آنکه قلوب ماست جایت!
جان و دل شیعیان، فدایت
*
از بار غم شهادت تو
پشت فلک‌البروج۴ خم شد

در سوک تو ای امام هشتم!
هر هشت بهشت۵، پر ز غم شد

نور از دل و جانِ انس و جان رفت
وز گریه، فروغ چشم، کم شد

قلبم به هوای کویت ای دوست!
مانند کبوتر حرم شد

از نای دلم که بر تو بند است
آوای رضا.. رضا.. بلند است

این عشق، هزار راز دارد
این رشته، سر دراز دارد…

**
۱- اشاره‌ای است به روایت عبدالسلام بن صالح از امام رضا(ع) که از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین علی(ع) و او از حضرت رسول اکرم(ص) روایت کرده است که فرمود: خدای تبارک و تعالی، آدم را خلق کرد و ما را در صلب او قرار داد؛ آنگاه ملائکه را دستور فرمود تا برای تعظیم و احترام ما [اهل بیت] به آدم سجده کنند و سجده آنان از سویی عبادت خداوند بود و از سوی دیگر به خاطر وجود ما در صلب آدم، اکرام و احترام و اطاعت از او بود. حال، چگونه ما از ملائکه برتر نباشیم! حال آنکه همه آنان به آدم سجده کردند؟

۲- اشاره است به این فراز از زیارت‌نامه که فرموده‌اند: بکم تنزل السماء قطرها و رزقها.

۳- اشاره است به لقب “شمس‌الشموس” به معنای “خورشید خورشیدها” که مخصوص حضرت امام رضا(ع) است.

۴- فلک‌البروج، هشتمین فلک آسمان است که پیش از آخرین آسمان یعنی فلک نهم یا “فلک‌الافلاک” قرار دارد و در اینجا به علت انطباق آن با عدد هشت که عدد امام رضا(ع) است به کار رفته است.

۵- اشاره‌ای‌است به بهشت‌های هشت‌گانه که در لسان قرآن و روایات، از هشتمین و آخرین آن، با عنوان “دار القرار” و در زبان پارسی از آن با عنوان “بهشت برین” یاد شده است که نزد اهل معنا، منطبق با صحن و سرای حرم مطهر رضوی است.

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *