گاهی نباید با خواسته تماشاچی راه آمد/ از بازی مقابل محب‌اهری مشعوفم

خبرگزاری فارس ـ گروه تئاتر: نمایش «خسیس» به نویسندگی بابتیست مولیرو و کارگردانی مریم کاظمی و با حضور حسین محب اهری و تعدادی از بازیگران جوان کشور مدتی است در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می‌رود. این نمایش سال گذشته نیز در جشنواره تئاتر فجر چند اجرا داشت.

یکی از بازیگران این نمایش هومن رهنمون است که چند سالی روی صحنه حضور پیدا نکرده بود و بیشتر در عرصه کارگردانی فعال بود. وی در نقش شخصیت «کلئانت» بازی درخشانی داشت، به همین مناسب درباره حضورش در این نمایش با او گفت‌وگو کردیم.

 

*آقای رهنمون آقای پیش از این نیز با خانم کاظمی همکاری داشتید؟

خب خیر به طور مستقیم اما من از حضورم در این نمایش و کار با مریم کاظمی راضی و مفتخر هستم. مریم کاظمی از کارگردان‌های کم‌نظیر مملکت ما به لحاظ سواد و احاطه به تئاتر جهانی و اخلاق است و هر روز که می‌گذرد بیشتر احساس افتخار از حضورم در این کار می‌کنم.

اما درباره نحوه شروع همکاریم برای بازی این نمایش باید بگویم که سال گذشته خاطرم می‌آید خانم کاظمی بازی در این نقش را به من پیشنهاد دادند در حالیکه حدود دو و ماه نیم بود که گروه تمرین می‌کرد و من نفر آخری بودم که به گروه پیوستم. ما سابقه آشنایی‌مان به جامعه هنری آناهیتا و دهه شصت باز می‌گردد اما هیچوقت پیش نیامده بود که با هم همکاری کنیم.

سال‌ها روی صحنه نمایش نرفتم و اعتماد خانم کاظمی به من برایم دلنشین بود

خود من هم سال‌ها بود که در عرصه بازیگری کم روی صحنه بودم و خیلی برایم عجیب بود که خانم کاظمی به من اعتماد کرده و این اعتماد برایم خیلی دلنشین بود.

*علت اصلی که باعث شد با وجود اینکه سال‌ها روی صحنه نبودید، بازی در این نمایش را بپذیرید، چه بود؟

ابتدا بگویم که حضور در این کار برایم خیلی هیجان انگیز بود، اصولاً من این فضای موزیکال را دوست دارم بازیگر می‌بایست خود را در این فضا محک بزند خیلی کارهایی که می‌دانیم و می‌توانیم وقتی قرار است که با ریتم و بدن هم سو  شود مشخص نیست که با قوت بتوانیم انجام دهیم یا خیر.

نمایش خسیس برایم یک آموزش در سن پنجاه سالگی بود

یکی از مسائلی که ما در عرصه بازیگری کم بها دادیم موضوع بدن و انتقال مفاهیم با بدن است. شاید خود من هم به عنوان یک بازیگر کمتر در این موضوع قدرت داشته باشم چرا که خیلی چیزهایی که احساس می‌کردم می‌دانم وقتی پا به این عرصه گذاشتم متوجه شدم که کم می‌دانم و دقیقا این نمایش آموزشی در سن پنجاه سالگی برایم بود.

*درباره کاراکتر خودتان در نمایش هم توضیح می‌دهید؟ مولیر چه هدفی از این تعارض شخصیتی بین پدر و پسر در نمایشنامه دارد؟

کلئانت به شدت با پدر خسیس‌اش متفاوت است. او خیلی ولخرج، خوش پوش و اجتماعی است و همین موضوع فاصله او را با پدر زیاد کرده و دقیقا زیرکی مولیر برای ایجاد یک کنتراست همین است چرا که اینها مدام با هم برای ادامه حیات جنگ می‌کنند. هر دو پدر و پسر برای ادامه حیات به هم نیاز دارند و در عین حال هم با هم متفاوت هستند و این قضیه تضاد شخصیتی پدر و پسر در نمایش را شیرین می‌کند.

*بازی در کنار یا به عبارتی مقابل حسین محب اهری در نمایش چه تجربه‌ای بود؟ با توجه به اینکه او به تازگی یک بیماری سخت را پشت سر گذاشته است اما به خوبی طی دو ساعت روی صحنه می‌درخشد.

بازی در مقابل حسین محب اهری یک اتفاق عجیب و غریب برایم بود، در این نزدیک پنجاه اجرایی که رفتیم چندین بار خداراشکر کردم چرا که یک جاهایی دیگر بازیگری مطرح نبود، بلکه مسئله رشد انسانی و اخلاقی بود.

ما بازیگران هر روز می‌توانیم در تئاتر بازیگر تر شویم، اگر از موقعیت‌های طلایی اطرافمان و ارتباط با انسان‌هایی که رشد اخلاقی و عقلانی دارند، استفاده کنیم

یکی از چیزهایی در تئاتر مثل رشد مداوم اخلاق و انسانیت و عقلانیت مطرح است، ما هر روز می‌توانیم بازیگر تر شویم یا خیر. آنچه در تئاتر برایمان رخ می‌دهد این است که ما هر روز امکان آدم تر شدن داریم و برخی اوقات یک موقعیت‌های طلایی برای ما به وجود می‌آید که این موقعیت‌ها شرایط خیلی جذابی برای رشد شخصیتمان برایمان ایجاد می‌کند.

من انسان بسیار خوش‌شانسی هستم و خدا مرا دوست داشته که مقابل حسین محب اهری قرار گرفتم، الان که صحبت می‌کنم بغض وجودم را گرفته و آنقدر که مشعوف از این اتفاق هستم و هر روز می‌توانم از این مرد یاد بگیرم.

موضوع جنگ حسین محب اهری با غول بزرگ بیماری خود به تنهایی اتفاق عجیبی بود، حال پشت صحنه نیز او دنیای عجیبی است، از یک گفت‌وگوی عادی ساده با  او می‌توانم بیاموزم. اگر کلئانت توانست رشد کند و در بیست روز به بازبینی برسد طبیعتا فرماندهی و رهبری بسیار دقیق و بزرگ مریم کاظمی سرجای خود است و حسین محب اهری که ثانیه‌ای مرا تنها نگذاشت و عین یک پدر دست مرا گرفت و بر صحنه مرا هدایت کرد و این برای خودم هم خیلی عجیب بود.

حتی من در روز بازبینی مطمئن نبودم که بتوانم نقش اجرا کنم چرا که قبل از من خود خانم کاظمی تمرین می‌کرد، من مردد مانده بودم که اجرا کنم و بعد که به حسین محب اهری نگاه کردم اطمینان کرده و اجرا را انجام دادم و اتفاق بزرگی برایم بود.

حتی زمانی کارگردان تندترین انتقادات را به من می‌کرد من شوق داشتم، گاهی اوقات او به چیزهایی اشاره می‌کند در حد یک ویرگول جابه جا شدن یا هر چیزی مثل کشیدن کلمات و همه اینها را برای تمام بازیگران می‌نوشت و بعد از هر اجرا به ما تحویل می‌داد و این به رشد ما خیلی کمک کرد.

*تا به حال ۵۰ اجرا از خسیس داشتید؟

فکر می‌کنم تا این لحظه بیش از پنجاه اجرا داشتیم و الان هر شب در تالار اصلی به اجرا می‌رویم. قرار اولیه این بود که یک شب «خسیس» و یک شب «رویای شب نیمه تابستان» به اجرا برویم اما این اتفاق نیفتاد و الان تا ۲۶ مرداد این کار را اجرا می‌رویم و مثل اینکه ده تا پانزده شب جشنواره تئاتر عروسکی است و بعد از آن هم رویای شب نیمه تابستان تا آغاز محرم خواهیم رفت.

۳۰ شب اجرا در پردیس تئاتر تهران، ۲ شب جشنواره فجر و الان هم در تئاتر شهر هستیم

در نهایت نزدیک به ۳۰ شب پردیس تئاتر تهران خسیس را اجرا رفتیم، دو شب جشنواره فجر و در تئاتر شهر نیز نزدیک به پانزده اجرا رفتیم و خوشبختانه استقبال از کار هم همیشه خوب بوده و تقریبا هشتاد درصد سالن پُر بوده است و این اتفاق با توجه به استقبالی که می‌دانیم از سایر کارها می‌شود اتفاق کم سابقه‌ای است.

*به  نظرتان زمان نمایش زیاد نیست؟

کار ۱۲۰ دقیقه بود یک صحنه‌هایی هم کوتاه شد البته قدیم‌ترها کارهایی که بیش از سه ساعت بود آنتراکت داشت اما قبول دارم که دو ساعت هم از توان تماشاگر امروز که حداکثر فیلمی که می‌بیند چند دقیقه است شاید خارج باشد، اما این را هم در نظر بگیرید گاهی اوقات ما وظیفه داریم که نسبت به سلیقه عمومی و جاری تأثیرگذار باشیم.

گاهی برخی مخاطبان را می‌بینیم که چند دقیقه‌ای می‌خواهند پنبه کار را بزنند و بروند اما ما می‌توانیم آنها را هدایت کنیم و بنشانیم روی صندلی که این به نفع خود آنها هم هست، گاهی نباید با همه خواسته تماشاگر راه آمد البته باید در نظر داشته باشیم که به بنیان تماشاگر توجه کنیم اینکه کلا بی توجه باشیم او هم به ما بی توجه می‌شود و این مرگ ما می‌شود، من بنیان را می‌پذیرم اما دنبال همه تماشاگر نباید راه افتاد ما هم یک تعهدی داریم که گاهی جهت‌هایی به تماشاگر بدهیم.

البته ما ارتباط چشمی با تماشاگر هم در سالن داریم خیلی کم دیدم یا اصلا ندیدم که تماشاگر سالن را حین اجرا ترک کند.

*نکته پایانی؟

خود گروه نمایشی که ما در این کار داریم اعم از جوان و با سابقه همه خوب و با هم دوست هستند. بخشی از این بچه‌ها شاگردان مریم کاظمی هستند و بخشی هم هنرمندان قدیمی ‌تر هستند. مدیریت امیرحسین شفیعی در این کار نیز برایمان خیلی خوب بود. اگر نمایشی می‌تواند این اندازه ادامه یابد در نتیجه فهم درست اعضای گروه از معنای هم گرایی است. خیلی از نمایش‌های درخشان هنری تولید می‌شود اما چند شب اول آنچنان دمل چرکی پشت صحنه دارند که این آدم‌ها دیگر حاضر نیستند همدیگر را ببیند من نخواستم تا روی صحنه صلح و دوستی مطرح کنیم اما خودمان بلد نباشیم به آنها عمل کنیم، شعارهایی که روی صحنه داده می‌شوند باید پشت صحنه جاری بشوند.

*برنامه‌های آتی‌تان چه خواهد بود؟

بعد از این کار من نقش تسیوس را در رویای شب نیمه تابستان خواهم داشت. بعد هم در جشنواره استانی با کار «آنکه گفت آری، آنکه گفت نه» حضور داشته و یک کار تصویر هم به من پیشنهاد شده که در حال مذاکره هستیم.

آنقدر فضای تئاتر را دوست دارم و من را راضی می‌کند که حاضر نیستم از آن دور شوم من تنها ده سال است به ایران آمدم و خیلی‌ها به من می‌گویند هنوز از آمدنت پشیمان نشدی و من می‌گویم که قرارم این بوده از ابتدا به تهران برگردم و با شرایط هم آشنا بودم و حتما چیزهایی مرا خوشحال می‌کرده که آمدم و هیچکس من را مجبور نکرده تئاتر کار کنم.

ما اگر بخواهیم از نارسایی‌ها و مشکلات حرف بزنیم حرف زیاد است اما بهرحال چیزهایی هم وجود دارد که ما را نگه داشته است. همان کار تصویر را هم برای مسئله مالی ممکن است قبول کنم وگرنه اصلا برایم موضوعیت نداشت

من از شهری در خارج از ایران می‌آیم که با تئاتر کار کردن در آن می‌توانستم چهل سال با امنیت تئاتر کار کنم و هیچکس سودای رفتن به شهر دیگر را آنجا ندارد اما تهران برای من انگیزه بیشتری برای کار کردن دارد و از اینکه اینجا هم خوشحالم.

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *